نقطه سر به سر در طرح توجیهی چیست؟

نقطه سر به سر در طرح توجیهی چیست؟

نقطه سر به سر در طرح توجیهی چیست؟

به طور کلی نقطه ی سر به سر (break even point) نقطه ای است که در آن درآمدها با هزینه ها برابر است و این نقطه نشان می دهد که یک سرمایه گذاری چه زمانی می تواند به سود برسد.

نقطه ی سر به سر را می توان به صورت برابری فروش و هزینه یا برابری ورودی ها و خروجی ها بیان کرد که همگی یک معنا دارند و به هر شکل در نقطه ی سر به سر نه سودی وجود دارد و نه زیانی . اصطلاحی که شاید در بین فعالان بازار و سنتی ها به صورت « یر به یر » بیان شود!

معمولاً نقطه ی سر به سر برای صاحبان کسب و کارها – چه تولید چه بازرگانی و یا خدماتی – از اهمیت بالایی برخوردار است و از کارمندان خود می خواهند که همواره این نقطه را محاسبه کنند و در نظر داشته باشند.

تحلیل نقطه سر به سری این امکان را فراهم می آورد که ارتباط بین هزینه های ثابت، هزینه های متغیر و سود ناشی از کسب و کار را بشناسیم. همچنین می توان با استفاده از این تحلیل متوجه شد که چه میزان از محصول در قیمت مشخص باید فروخته شود تا کسب و کار به مرز سود دهی برسد.

نقطه ی سر به سر را می توان با استفاده روابط بسیار ساده ی ریاضی و یا به صورت نمودار نشان داد. اما برای شناخت و محاسبه نقطه ی سر به سر، نیاز به دانستن انواع هزینه ها در کسب و کار داریم. در هر کسب و کاری اعم از تولیدی، خدماتی یا بازرگانی هزینه ها یا ثابت هستند یا متغیر.

هزینه های ثابت (Fixed costs)

این هزینه ها به محض تصمیم گرفتن برای ورود به کسب و کاری به وجود می آیند و مستقیماً ارتباطی با حجم و میزان تولید ندارند. این هزینه ها شامل هزینه های سربار مثل هزینه های اجاره و هزینه هایی مثل هزینه ی ماشین آلات و کارگر … می باشد. البته باید توجه داشت که برخی از هزینه های ثابت کاملاً ثابت نیستند و معمولاً بخشی ثابت و بخشی متغیر دارند.

هزینه های متغیر (Variable costs)

این هزینه ها ارتباط مستقیم با میزان تولید دارند. هزینه هایی مثل هزینه های مواد اولیه در کارخانجات تولیدی از جمله ی هزینه های متغیر هستند. منظور از هزینه ی متوسط متغیر، هزینه ی متغیر به ازای هر واحد محصول است.

معمولاً نمی توان هیچ هزینه ای را به طور کامل متغیر یا ثابت دانست و اکثر هزینه ها در کسب و کار دارای هر دو بخش ثابت و متغیر هستند. مثلاً هزینه های کارگر که اغلب آن را می توان هزینه های ثابت در نظر گرفت زیرا حتی در زمان تعطیلی کارخانه نیز مدیریت این هزینه ها را پرداخت خواهد کرد، اما باز هم بخش کوچکی هزینه ی متغیر دارد (اضافه کاری و … )

محاسبه ی نقطه ی سر به سر

همان طور که اشاره شد نقطه ی سر به سر نقطه ای است که در آن نه سودی وجود دارد و نه زیانی، بنابراین در نقطه ی سر به سر رابطه زیر برقرار است.

(تعداد محصول تولید شده و فروخته شده×قیمت هر محصول)- هزینه های ثابت تولید= (هزینه های متغیر تولید×تعداد محصول تولید شده)

اگر هزینه های ثابت تولید را با F یا همان Fixed costs و هزینه های متغیر تولید هر واحد محصول را با V یا Variable costs و میزان محصول تولید شده و فروخته شده را با q یا quantity و قیمت فروش هر محصول را با p یا Price نشان دهیم، برای محاسبه نقطه ی سر به سر (break even) می توان از رابطه ی زیر استفاده کرد.

در این رابطه مقدار تولید q در نقطه سر به سر بدست می آید. هرچقدر هزینه های ثابت بالاتر باشد، نقطه سر به سر نیز بالاتر خواهد بود. همچنین هرچه تفاوت بین قیمت فروش واحد و هزینه های عملیاتی متغیر بیشتر باشد، نقطه سر به سر پایین تر خواهد بود.

مهمترین مزیت آگاهی از نقطه ی سر به سر شناخت رابطه ی موجود بین هزینه های ثابت و متغیر با قیمت فروش و میزان تولید و فروش در کسب و کار است. رابطه در کسب و کارهای مختلف با توجه به ماهیت آنها می تواند متفاوت باشد.

همچنین در تکنیک های بودجه ریزی و capital budgeting یکی از مهمترین شاخص ها همین نقطه ی سر به سر است و در پایان اولین کاربرد این شاخص کلیدی، آگاهی از حداقل میزان تولید و فروش برای جلوگیری از زیان در شرکت است که عدم آگاهی از آن می تواند بسیار خطرناک باشد !

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *